حسین خوش سیرت شالدهی:
هر ساله با فرارسیدن ایام جشنواره شهید رجایی و پایان فرایندهای ارزیابی سالانه عملکرد ادارات، فضای رسانهای استان با موجی هماهنگ و پرتکرار از اخبار «درخشش»، «کسب رتبه نخست» و «انتخاب بهعنوان دستگاه برتر» روبهرو میشود. با مروری بر خروجی رسانهها و پایگاههای اطلاعرسانی دستگاههای اجرایی، گویی تقریباً هیچ دستگاهی نیست که در این رویداد بینصیب مانده باشد؛ همگی تندیسی به دست دارند، لوحی دریافت کردهاند و در محور یا شاخصی «برتر» شناخته شدهاند.
اما این تصویر بینقص و درخشان، در ذهن شهروندان و فعالان اقتصادی با یک علامت سؤال جدی مواجه میشود: اگر انبوه ادارات، سازمانها و نهادهای خدماترسان همگی واجد رتبههای عالی و عملکرد برتر هستند، پس ریشه نارضایتیهای روزمره، بوروکراسی فرساینده، معطلی سرمایهگذاران و مشکلات بیپایان در حوزههای مختلف توسعهای کجاست؟
پاسخ به این پارادوکس مزمن را باید در سازوکار ارزیابیها و شیوه مواجهه رسانهای با آنها جستوجو کرد:
نخست؛ خرد کردن محورها و الگوی «همه برنده هستند»
در جشنوارههای ارزیابی عملکرد، عناوین چنان تکهتکه و سرفصلها چندان متکثر میشوند که دستگاههای اجرایی میتوانند حتی با استناد به یک شاخص فرعیِ فرمایشی (مانند بارگذاری فلان دستورالعمل، فعالیت یک سامانه یا برقراری یک خدمت الکترونیک پایه)، خود را در آن محور «دستگاه برتر» معرفی کنند. در چنین سازوکاری، روابطعمومیها نیز همان یک محور محدود را برجسته کرده و با تیترهای کلی و فریبنده، کل کارنامه دستگاه را موفق جلوه میدهند. در این میان، هرگز مشخص نمیشود رتبه ترکیبی و نمره معدل کل دستگاه در کجای جدول قرار دارد.
دوم؛ سنجش مستندات کاغذی بهجای خروجیهای میدانی
واقعیت این است که نظامهای پایش فعلی، غالباً متکی بر خوداظهاری و بررسی مستندات ثبتشده در کارتابلها هستند؛ فرمها کامل میشوند، صورتجلسهها پیوست میگردند و فرایندهای صوری امتیاز میگیرند. اما آنچه در این ارزیابیها کمترین وزن را دارد، «سنجش رضایت عینی ذینفعان» در میدان عمل است. یک دستگاه اقتصادی یا خدماتی میتواند روی کاغذ در سامانهمحوری و پایداری خدمات نمره کامل بگیرد، اما همان روز، مراجعانش با قفل شدن روند صدور مجوزها، ناترازیها و سرگردانی در راهروهای اداری دستوپنجه نرم کنند.
سوم؛ غیبت شفافیت و سانسور «قعر جدول»
جشنوارههایی که با نام شهدای خدمت برگزار میشوند، فلسفهای جز تقویت پاسخگویی و رفع نقاط ضعف ندارند. با این حال، سالهاست که ارزیابیها به یک تشریفات خودمانی برای اهدای تقدیرنامه و رزومهسازی تبدیل شدهاند. چرا هیچگاه جدول کامل نمرات عملکردی تمامی دستگاهها، شاخصهای ارزیابی، و از همه مهمتر اسامی دستگاههای ضعیف و ردههای پایانی منتشر نمیشود تا افکار عمومی و نخبگان بتوانند مقایسهای واقعی میان ادعاها و واقعیتها داشته باشند؟
رویه «همه نمونه و برترند» که پیشتر در اعطای القاب و لوحهای مشابه در مدیریت شهری نیز تکرار شده بود، نتیجهای جز بیاعتمادی افکار عمومی و بیارزش شدن مفهوم تقدیر و شایستهسالاری ندارد. توسعه و کارآمدی نه در لوحهای تذهیبشده و عکسهای یادگاری با تندیس، بلکه در گرهگشایی واقعی از معیشت مردم، رونق کسبوکارها و کوتاه شدن فرایندهای دستوپاگیر سنجیده میشود؛ سنگ محکی که تندیسها را در کارتابلها جا میگذارد و حقیقت را در میدان آشکار میکند.












