حسین خوشسیرت شالدهی
امروز مدیرکل پست گیلان در جمع جمعی از خبرنگاران —که در رویکردی غیرفراگیر و با دعوت محدود رسانهای گرد هم آمده بودند— از برگزاری نمایشگاه تخصصی بازاریابی و تجارت الکترونیک در منطقه گلسار رشت خبر داد. این رویداد که با هدف توانمندسازی کسبوکارهای نوپا و صنایعدستی فاقد سایت معرفی شد، اگرچه در ظاهر گامی برای حمایت به نظر میرسد، اما سخنان مطرحشده در این نشست، خود حاوی تناقضات ساختاری و ابهاماتی است که نقد جدی و کالبدشکافی دقیقتری را میطلبد.
۱. پارادوکسِ مقیاس؛ اتصال به جهان با ظرفیت ۲۷ غرفه؟
ادعای توانمندسازی مشاغل نوپا و اتصال تولیدکنندگان خرد به بازارهای ملی و فراملی، هدفی بزرگ است که با ظرفیت اعلامیِ «۲۵ تا ۲۷ کسبوکار» برای کل استان، در تضاد آشکار قرار دارد. گیلان با گسترهای وسیع از تولیدکنندگان خانگی و کارگاههای کوچک در ۱۷ شهرستان، چگونه قرار است با پوشش کمتر از ۳۰ غرفه به بازارهای فراملی متصل شود؟ این ناهمخوانی شدید میان «هدف اعلامی» و «ابزار اجرایی»، نشان میدهد این دست اقدامات بیش از آنکه طرحریزی جامع لجستیکی برای اقتصاد استان باشند، به نمایشگاههای مقطعی، نمادین و کمدامنه شباهت دارند. افزون بر این، مشروط کردن زمان برگزاری به عبارت «در صورت فراهم بودن شرایط»، بازتابی از تزلزل در تقویم اجرایی است؛ حال آنکه ورود به عرصه تجارت الکترونیک به ثبات و تعهد زمانی نیاز دارد.
۲. تناقض ساختاری؛ حل چالش مجازی در گرانترین نقطه فیزیکی!
مسئله اصلی تولیدکنندگان خرد گیلان، «دسترسی عادلانه، کاهش هزینه لجستیک و آموزش مستمر زیرساختهای فروش برخط» است. راهحل این مسئله در کجای جهان برگزاری غرفههای فیزیکی در گرانترین نقطه شهری (گلسار رشت) تعریف میشود؟ تجارت الکترونیک ماهیتاً پدیدهای فارغ از مکان فیزیکی است. تمرکز این رویداد در یک جغرافیای خاص شهری، چه نسبتی با دسترسی هنرمند حصیرباف خمام یا سفالگر املش دارد؟ اگر قرار بر تسهیلگری دیجیتال است، شبکه پستی باید پلتفرمهای جامع و پایانههای دسترسی آسان در مبادی تولید را تقویت کند، نه اینکه انرژی مجموعه را صرف برپایی بازارچههای متمرکز شهری نماید.
۳. تقلیل دستاوردهای تحولی به تکالیف روتین
یکی از آسیبهای جدی در ارائه گزارشهای عملکردی، معرفی وظایف اداری و روتین در جایگاه «دستاوردهای تحولی» است. راهاندازی باجه برای احراز نشانی جهت ثبتنام خودرو، رفع اختلال یک دفتر در ترمینال مسافربری یا برنامهریزی برای ایجاد باجه در محیطهای تفریحی، اقداماتی ابتدایی در چارچوب خدمات عمومی هستند. تقلیل دغدغههای شبکه پستی به امور خرد و تبلیغاتی، این پرسش اساسی را به حاشیه میبرد که: وضعیت شاخصهای کلیدی عملکرد چیست؟ نرخ آسیبدیدگی مرسولات، میانگین زمان توزیع در استان و شفافیت در رسیدگی به شکایات مردمی در چه نقطهای قرار دارد؟
۴. تجهیزات مدرن؛ سرمایهای که باید در کارآمدی لمس شود
اینکه گیلان جزو استانهای مجهز به سامانههای مکانیزه سورتینگ است، فینفسه یک مزیت فنی است؛ اما کارآمدی یک زیرساخت با نام و عناوین فناورانه سنجیده نمیشود، بلکه باید اثر آن در کاهش تأخیر و رضایت واقعی مردم محقق گردد. برخورداری از ماشینآلات مدرن اگر نتواند هزینه و زمان دسترسی بستههای پستی روستاییان و شهروندان را بهبود دهد، صرفاً به یک آمار تزئینی در ویترین گزارشها تبدیل خواهد شد.
سخن پایانی
حمایت واقعی شبکه توزیع از اقتصاد بومی گیلان، نه با برپایی نمایشگاههای محدود چندروزه و نه با تمرکز بر تکالیف بدیهی سازمانی شکل نمیگیرد. راه توسعه اقتصاد دیجیتال در استان از مسیر «تسهیل واقعی تعرفهها»، «ایجاد پنجرههای واحد لجستیک در همه شهرستانها» و «شفافیت در عملکرد» میگذرد. امید است تصمیمگیران این حوزه به جای اتکا به رویدادهای ویترینی و برگزاری نشستهای محدود، به اصلاح ساختاری فرآیندها و پاسخ به مطالبات اساسی فعالان اقتصادی استان روی آورند.












