حسین خو ش سیرت شالدهی:
رسالت رسانه، روشنگری بر مدار انصاف و موازین حرفهای است، نه شبههافکنی، سیاهنمایی و پروندهسازی از رویدادهای ساده و قانونی سازمانی. اخیراً در فضای مجازی و برخی محافل خبری محلی، متنی با تیتری جنجالی منتشر شده که برگزاری یک اردوی استانی کارکنان ادارهکل صنعت، معدن و تجارت گیلان را دستمایه طرح اتهاماتی عجیب قرار داده است؛ ادعاهایی که بررسی مفاد آن، بیش از آنکه نشاندهنده دغدغهمندی صنفی یا عمومی باشد، حاکی از ناآگاهی نسبت به مقررات اداری و استمرار یک شیوه نخنما برای زیر فشار قرار دادن دستگاههای اجرایی است.
برای تنویر افکار عمومی و پیشگیری از تحریف واقعیت، یادآوری چند نکته اداری و حقوقی ضروری است:
۱. ناآگاهی مفرط از آییننامههای رفاهی دستگاهها و سرفصلهای فرهنگی:
بر اساس قوانین و مقررات استخدامی و اسناد بالادستی، تأمین نشاط سازمانی، سلامت روحی و برنامههای انگیزشی و ورزشی برای پرسنل نهتنها تخلف نیست، بلکه از تکالیف مصوب هر دستگاه اجرایی برای صیانت از نیروی انسانی و افزایش بهرهوری است. سالهاست که در قالب دستورالعملهای ستادی و سرفصلهای فرهنگی، تلفیق برنامههای تجلیل و تشویق فعالان حوزه اقامه نماز با رویدادهای ورزشی و طبیعتگردی سالم صورت میگیرد تا ترویج فرایض دینی از چارچوبهای خشک اداری خارج شود. ویرایش یا تکمیل یک متن اداری در کانال اطلاعرسانی برای پوشش جامعتر ابعاد این رویداد، یک امر کاملاً متداول رسانهای است؛ اما کسانی که همواره در پی سوژهسازی برای فشار بر ادارات هستند، از این اقدام عادی تئوری توطئه میبافند.
۲. تفتیش عقاید و تقلیل جایگاه نماز به تشریفات:
طرح این ادعا که «چرا در یک برنامه مروجین نماز، اساتید حوزوی حضور نداشتهاند» یا «چرا پرسنل لباس ورزشی به تن دارند»، نشانه برداشتی کاملاً فرمایشی و سطحی از مقوله فرهنگسازی دینی است. مگر تجلیل از کارمندانی که در طول سال فریضه نماز اول وقت را اقامه کردهاند، مشروط به برگزاری آزمون و کلاس در دل طبیعت است؟ تقلیل شأن کارکنان به این سطح و بازجویی از پوشش ورزشی آنان در روز ورزش و کوهپیمایی، مصداق بارز تفتیش سلیقهای و نگاه تحجرآمیز به برنامههای مذهبی است.
۳. امنیتیسازی مضحک و توهم پلاکخوانهای جادهای:
کشاندن پای سامانههای نظارتی، دوربینهای پلاکخوان پلیسراه و درخواست ورود مراجع امنیتی و محاسباتی به یک اردوی دروناستانی پرسنل، نشاندهنده دستخالی بودن مدعیان از اسناد قانونی است. امور اداری یک دستگاه اجرایی تابع سلسلهمراتب، شیفتبندی مأموریتی، استفاده از مرخصیهای قانونی استحقاقی و برنامهریزیهای پشتیبان است تا خللی در خدماترسانی به فعالان اقتصادی و مراجعان ایجاد نشود. این قبیل داستانسراییها، شیوه شناختهشدهای برای ایجاد حساسیت کاذب و غوغاگری در فضای عمومی است.
۴. تناقضآشکار در تحلیل حضور یا غیبت مدیران:
در کمال شگفتی، این شبهگزارشها از یکسو برنامه را تفریحی قلمداد میکنند و از سوی دیگر گلایه دارند که چرا مدیرکل و معاونان در آن حضور نیافتهاند! اتفاقاً عدم حضور مدیران ارشد و اختصاص تمام فضا و ظرفیت به کارکنان بدنه، نشانه بارز سلامت این رویکرد و فاصله گرفتن از ویژهخواریهای مدیریتی است. اگر مدیران حضور مییافتند، قلمفرسایی دیگری مبنی بر «سفر تفریحی مدیران با منابع اداری» آغاز میشد؛ این رفتار دوگانه نشان میدهد که هدف، نقد سازنده نیست، بلکه نیت، تخریب از پیشتعیینشده است.
سخن پایانی:
پناه گرفتن در پس اصطلاحات پرطمطراق و دستمایه قرار دادن آیات نورانی کلامالله مجید برای مقاصد غیرحرفهای و تسویهحسابهای رسانهای، بر افکار عمومی پوشیده نمیماند. دستگاههای نظارتی و نهادهای قانونی استان با درایت کامل، تفاوت میان «نقد منصفانه رسانهای» با «پروژهسازیهای هدفمند برای امتیازگیری و فشار» را به خوبی تشخیص میدهند. ادارهکل صمت و روابط عمومی دستگاهها تسلیم این قبیل حاشیهسازیها نخواهند شد و رسانهها نیز بهتر است توان خود را صرف انعکاس مشکلات واقعی معیشت، تولید و صنعت مردم استان کنند، نه پروندهسازی علیه سلامت و روحیه کارکنان.











